خرید بک لینک

سلام . بهتره از اینجا شروع کنم از معرفی خودم ، 25 سالمه هنوز سربازی نرفتم ترم 11 دانشگاه دارم کامپیوتر می خونم میدونم تو دلت می گی چه تنبل خنده . این ترم فقط مونده پروژه پایانی ،ترم پیشم داشتم اما افتادم (امان از دست استاد) خلاصه با این وضعیت بی کارم موندم سر دو راهی ببخشید 5 راهه احتمالا واسه شروع کافی باشه آرام . فعلا ..

خوب برگشتم اندر احوال خودم باس بگم یه مدت درد شکم دارم یه ماهی هست . الانم که از کار افتاده همین بعد از ظهری کلی بش فک کردم احتمال می دم رودم عفونت کرده (حتما می رم دکتر) اما مشکل اینه بیمم درست نیست باید برم یونی اشتغال به تحصیل بگیرم .مهمترین اتفاق امروز گرفتن گواهی نامم بود بعد 5 ماه آزگار که صادر شده بود خنده تو اداره پست منتظر من بود ، اینجوری قضاوت نکن تخصیر من چیه ساعت 8 تا 9 مسعولش بود که آخر امروز پیداش کردم یس .

یه آدم دقیقه 90 فک کنم بیشتر ایرانیا اینجوری باشن ،یه ذهن خیال پرداز باهوش تو مساعل ساده اما وقتی مساعل پیچیده میشه به خاطر تنبلی کند میشه اخم خیلی کنجکاوم هر چیزه جدیدی دوست دارم وقتی یه مقدار یاد می گیرم ارضا میشم همینه که الان شدم همه کاره هیچ کاره :(( .سرتو درد آوردم

چند راه زندگیم الان نمی دونم برم تهران واسه کار یا مشهد چه رشته ای آخه آدم باس متخصص بشه نمی تونم انتخاب کنم خانواده گیر داده ادامه تحصیل بدم انم من :D همین کارشناسیو به زور دارم تموم میکنم بدم چون علاقه ای به استاد شدن تدریس ندارم پس این راه اشتباه باید برم سربازی اما نمیدونم اول برم دنبال کار یا نه اگه برم کجا برم تنها کسی که می تونه نجاتم بده خودمم راس می گن سن آدم هر چی بالاتر میره محتات تر میشه میدونم درام وقت می سوزونم اما.

تو بچگیم همیشه می خواسم دانشمند بشم آرام راهی واسه درمان سرطان پیدا کنم سپر ضد موشکی بسازم تعجب نکن اون زمانا کلی در مورد بمب اتم می دونسم زیادی کانال 4 می دیدم تو اون دوران فقط یه کتاب داشتم کتاب جالبی بود در مورد بمبای هسته ای انرژی های جدید خلاصه دوران ابتدایی مشهور بودم به ممد دانشمند خنده هی روزگار بزرگ تر که شدم می خواسم یاد بگیرم پول دار شم کلی خیال پردازی میکردم اما الان می خوام یه کار داشته باشم یه در آمدی از این حالت نکبت در آم.

من عاشق بازی های کامیپیوتری بودمو هستم مخصوصا لان که دو سالی هست وارکرفت بازی میکنم همه دوستامو اطرافیامو معتاد این بازی کردم آرام .فردا احتمالا برم یونی صب باید پاشم خیلی سخته :D

برچسب: نویسنده: بهار رادمنش تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 7:35

صفحه بندی