تو زندگیم دخترای کمی بودن که بیشترشونم مجازی بودن ، رابطه مجازی یه رابطه واسه آدمایی که اعتماد به نفس کمتر دارن یا شایدم به خاطر شخصیت خیال پرداز خودم تو همه اینا یه چیزو خوب فهمیدم که طرز برخورد با خانومارو بلد نیسم اولین چیزی که بم می گن معمولا این رابطه ها خسته کننده میشن یه جور وقت کشی برای کسی که اون بیرون شکست خوردس .
جدیدا به درخواست کسی تو یکی از مسنجرا اکانت ساختم هنوز نیومده از کسی پ م داشتم که تعجب بر انگیز بود از یه همکلاسی که یه زمانی بین ما یه سری احساس بود خوب اون زمانا من شوت بودم به جایی نرسید
. تا اینکه با دوستم دوست شد و اینجا بود که قضایا برام پیچیده بود هر چند به روم نمی یاوردم هر موقع با هم دعواشون می شد به من پ م می داد سراغشو از من می خواست هه . این بار مثل اینکه کامل از هم جدا شدن دوسمم دیگه جوابشو نمیده به من میگه باورت میشه حتی جوابمو نمی ده (خودم تجربه کردم ) وقتی رابطه از طرف کسی تموم می شه جوابتم نمی ده به عبارتی همه پلارو خراب می کنه اینا آوار میشه سره کسی که وسط پل منتظر طرفشه سخت مزخرف.
قبلا با خودم فک می کردم چرا یه دوست به دوستش خیانت می کنه دلیلش قابل هضم نبود .اما الان خوب می فهمم بار قبلی که با هم به مشکل برخورده بودن بم پیغام دادو حرف زدیم من باش گرم گرفتم یه جورایی می خواستم بکشمش سمته خودم :) که دوباره به هم برگشتن .
امشب کلی باش چت کردم من از خودم گفتم اونم از خودش میگفت که دوسم نمی خوادشو اونم می خواد ازدواج کنه همش به من می گفت بچه اینکه باید به فکر آینده کار باشم حتی پیشنهاد کاری هم داد بم هیی .تمام اینا خاطره ی اونو برام زنده کرد اومدم دلداریش بدم زخم دلم سر باز کرد.
می گفت تو حیفی با اینهمه استعداد.
ید از اون رفتم خونه ی یکی از آشنا ها مون که واسش لبشو درست کنم .از برگشت پیاده میومدم یه ماشین برام نگه داشت سوار شدم همین که خواست بگه اروم منم محکم به هم زدم حس کردم می خواد خر خرمو بجوه حق داشت.
برچسب: پیام ازادگان,پیامک ازدواج,پیام ازادگان ماده 13,پیام ازادگان شاخه انار,پیام از دست دادن عزیز,
نویسنده: بهار رادمنش